بلاخره غول ختنه آدریان شکست خورد،رفتیم مرحله بعد
92.5.30 با اینکه اصلا دلم نمیومد ولی بلاخره راضی شدم ببریمت برای ختنه.
با مامانجون و بابارضا رفتیم پیش دکتر مقیمی،الهی بمیرم طاقت دیدن نداشتم ولی ترجیح دادم بیام تو اتاق و کنارت باشم،البته شما انقدر اقا بودی که هیچی نگفتی،فقط شب یکمی بی تابی کردی.(از بس که گلی).
امروز7 روز گذشته ولی خبری از افتادن حلقه نیست.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بلاخره غول ختنه آدریان شکست خورد،رفتیم مرحله بعد
